پرواز
دلم میخواست درست مثل یک فرشته بال هایم را سمت آسمان هدایت میکردم...
و در فراز ابرها به امید فرود بال میزدم...
بال های زخمی کبوتری، هراس پرواز را به من آموخت...
حال میخواهم باران باشم و ببارم...
به امید فرودی که همه مرا "آسمانی"بدانند...
نظرات شما عزیزان:

کفش ها چه عاشقانه هایی با هم دارند !
یکی که گم شود دیگری محکوم به آوارگیست
